بديع الزمان فروزانفر
مقدمهء مؤلف 10
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
بهاء ولد و برهان محقّق و مقالات شمس تبريزى و آثار منظوم و منثور سلطان ولد فرزند مولانا بدست آوردهام ، شرح و تفسير نمودهام و اگر مضمون بيتى در كتب پيشينيان يافتهام بدان تفسير در پيوستهام و هر جا كه احتياج به بيان اصلى از اصول تصوّف يا فلسفه و كلام و ديگر علوم اسلامى حاصل شده است ، عقايد و آراء متقدّمان و اصحاب فن را در آن باره با ذكر اسناد و مدارك ياد آور شدهام . از شروح مثنوى ، به كتب ذيل مراجعه كردهام : الف - كتابى كه نامش را بدست نياوردهام از شخصى بنام « احمد رومى » كه با سلطان ولد ( متوفّى 712 ) و فرزندش جلال الدّين فريدون مشهور به « عارف چلبى » متولّد ( 670 و متوفّى 719 ) معاصر بوده و اين كتاب مشتمل است بر هشتاد فصل بدين گونه كه در آغاز هر فصل آيهاى از قرآن كريم يا حديثى از حضرت رسول اكرم ( ص ) عنوان مىكند و بشرح آن مىپردازد و سپس حكايتى مناسب مقام مىآورد و براى اثبات و تقرير مطلب چند بيت از مثنوى نقل مىكند و آن چه از آيات و احاديث در ابتدا مىآورد براى شرح و تفسير ابياتى است كه از مثنوى بعنوان شاهد بگفتار خود مىپيوندد . تأليف اين كتاب ، بسال 720 يعنى چهل و هشت سال پس از وفات مولانا و هشت سال بعد از مرگ سلطان ولد صورت گرفته و با وجود سستى و ابتذال اشعار و مطالب چون على الظّاهر نخستين كتابى است كه متوجّه شرح مشكلات مثنوى است و مؤلّف آن با سلطان ولد و چلبى عارف از جانشينان مولانا معاصر بوده است بدين جهت در خور توجّه و اهتمام تواند بود . پيش ازين تأليف ، مولانا و سلطان ولد بعضى از ابيات مثنوى را شرح كردهاند كه بخواست خداوند ، سخن آن دو پير را در ذيل آن ابيات ، نقل خواهم كرد . از اين كتاب دو نسخهء خطّى در تملّك اين ضعيف است .